<
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1387 @ 16:25

شعری از یک شیمیست

ای بسا قدری طلا از پای تا سر داشتن

اندکی الماس، حتی قدر یک مول داشتن

 

همچو سدیم ازبرای عشق ید، پرپر شدن

چون کلر درسر هوای هاش مثبت داشتن

 

سخت ماندن در قبال مشکلات زندگی

نی چو آلکانها هوای شعله در سر داشتن

 

دوستی با دیگران چون عنصر خوب نهم

نی چو آرگون منزوی وگوشه گیری داشتن

 

پایدار ومستقیم همچو سیلیس اندر جهان

همچو گوگرد وترومبیک استقامت داشتن

 

نیک نامی ونجابت چون گروه هشتمین

همچوآهن در سر خود فکر مثبت داشتن

 

راست بودن هرکجا،درهرمقام وجایگاه

نی چو(Al)چهره ای نحس ومنافق داشتن

 

همچو همپوشانی سیگما که خیلی محکم است

در رسیدن در هدف تصمیم راسخ داشتن

 

الغرض گفتم من این ابیات رااز بهر این

«برلب هرفرد لبخند ملیحی کاشتن»